سخنگوي گروه تندر از قتل خانم گلاره باقرزاده ميگويد

سخنگوي گروه تندر آقاي جمشيد شارمهد از قتل خانم گلاره باقرزاده و ارتباط اين قتل با انجمن پادشاهي ميگويد،وي ميگويد که قتل باقرزاده سياسي ميباشد

 


ساعاتي پيش،يک پناهنده ايراني در آلمان خود را حلق آويز کرد

پایگاه خبری حقوق انسانی‌ و اولیه بشر : بنا بر گزارشات متعدد از منابع موثق،يک پناهنده ايراني در آلمان که سابقا مامور نيروي انتظامي در ايران بوده است  در کمپ پناهندگی در شهر وورتسبورگ آلمان با استفاده از پتو ،خود را حلق آويز کرده است.يک پناهجوي ايراني در گفتگو با سايت خبري “حقوق انسانی‌ و اولیه بشر” مي گويد: محمد رهسپار سي ساله،از چند ماه پيش از آلمان تقاضاي  پناهندگي کرده بود که دولت آلمان به تقاضاي وي جواب منفي داده بود و در نتيجه اين فشارها وي دچار افسردگي شديدي شده بود.

گفته ميشود پليس آلمان به مردم و عابران اجازه فيلمبرداري از صحنه را نداده است


انتقال صد ها تانک سبز رنگ از کاليفرنيا به نقطه نامعلوم

به نظر ميرسد بعد از جنبش سبز اکنون نوبت جنبش تانکهاي سبز شده است!


گفتار هفتگي فضائل عزيزان(سوم بهمن 1390)


گفتگو با لابي جمهوري اسلامي،هوشنگ امير احمدي

در اين گفتگو هوشنگ امير احمدي،به صورت تلويحي کساني را که با ج.ا مبارزه ميکنند و يا در تظاهرات کشته شدند را افرادي تندرو توصيف ميکند که به زعم او قادر به تشخيص مکان و زمان مبارزه نبوده اند و اساسا به گفته او نمي بايستي مبارزه ميکردند!وي در بخشي ديگر از اظهاراتش در مقابل اين پرسش مصاحبه کننده که اقدامات ايشان در راستاي تداوم عمر “ننگين” جمهوري اسلامي ميباشد،به شدت آشفته شده و به دفاع از رژيم ميپردازد

 


برادر گلاره باقرزاده هر گونه فعاليت سياسي خواهرش را شايعه عنوان کرد

فاکس نيوز:روز چهارشنبه علي باقرزاده طي يک کنفرانس مطبوعاتي ضمن در خواست کمک از مردم جهت روشن شدن قتل خواهرش(گلاره باقرزاده)،وي را شخصي دوست داشتني و مهربان توصيف کرد که تلاش ميکرد براي مردم مفيد باشد.باقرزاده در ادامه گفتگوي خود با فاکس نيوز گفت که خواهرش گلاره باقرزاده، سی ساله، در رشته فن آوری ژنتیک مولکولی در مرکز مبارزه با سرطان آندرسون در هیوستون مشغول به تحصیل بوده است .
علي باقرزاده گزارشات خبري مبني بر اينکه خواهرش يکي از منتقدان رژيم ايران بود را به کلي تکذيب کرد و گفت گلاره باقرزاده، به صورت سياسي فعال نبود و حتي کانال هاي تلويزيوني سياسي را  تماشا نميکرد ،باقرزاده در ادامه گفت که من نميدانم که اين شايعات از کجا نشات گرفته است.
اين در حالي است که سخنگوي اداره پليس شهر هيستون ميگويد که خانم گلاره باقرزاده  در دفاع از حقوق زنان فعال بوده است.گاراگاهان هنوز مطمئن نيستند که اين قتل آيا ربطي به فعاليت سياسي او داشته است يا نه؟افسر رسيدگي کننده به اين پرونده ميگويد که احتمالا اين پرونده يکي از مشکل ترين پرونده هاي او ميباشد.پليس براي هر نوع اطلاعاتي که منجر به دستگيري قاتل شود مبلغ پنج هزار دلار جايزه تعين کرده است.


يک فعال حقوق زنان در ايالت تگزاس آمريکا به قتل رسيد.

بنا بر گزارش رسانه هاي آمريکائي:خانم گلاره باقرزاده ،سي ساله, ساکن شهر هيستون ايالت تگزاس روز دوشنبه 16 ژانويه به قتل رسيده است.
گلاره يک فعال حقوق زنان در ايالت تگزاس آمريکا به قتل رسيد.
باقرزاده، دانشجوی ژنتیک مولکولی و مهندسی ژنتیک در مرکز سرطان شناسی دانشگاه تگزاس بود و همچنین برای پیشبرد حقوق زنان ایرانی به شدت فعالیت می کرد. بررسیها نشان می‌دهد که شخصی از سمت کمک راننده به اتومبیل باقرزاده نزدیک شده و به سر وی شلیک کرده است. جنازه در اتومبیل در حال حرکت وی که پس از برخورد با یک پارکینگ متوقف شده است پیدا شد. پلیس به سرعت و در حالی که چرخ اتومبیل هنوز در حال چرخش ناشی از تصادف بوده در صحنه حاضر شده و حتی موتور اتومبیل توسط افسر پلیس خاموش شده است. طبق گفته پلیس اطلاعاتی پیرامون اینکه آیا وی در زمان قتل تعقیب می‌شده است در دسترس نیست. گلاره باقرزاده 30 ساله و تنها فرزند خانواده‌اش بوده است. بر اساس اعلام پلیس دوست‌پسر سابق گلاره در حال صحبت تلفنی با وی بوده که صدای شلیک و تصادف را از پشت تلفن شنیده است. دوست‌پسر سابق وی مورد بازجویی قرار گرفته اما هنوز به عنوان مظنون به شمار نمی‌رود. کارآگاهان قصد تحقیق از دوستان فعلی وی را دارند تا سرنخ‌های بیشتری پیرامون حادثه بدست آوردند. یکی از دوستان گلاره گفت او فردی مهربان بود که هیچ دشمنی نداشت. او عضو یکی از سازمانهای ایرانی حامی جنبش سبز در هوستون بود. با توجه به عدم سرقت کیف شخصی و تلفن همراه گلاره از داخل اتومبیل، انگیزه قتل هنوز مشخص نیست.
به گفته پلیس، گلاره در بین جامعه ایرانیان فردی شناخته شده بود و در راه حقوق زنان ایرانی تلاش می کرد و در هر تظاهراتی که در این زمینه برپا می گردید، شرکت فعالانه داشت. معلوم نیست قتل گلاره باقرزاده به دلیل فعالیت هایش علیه حکومت اسلامی ایران صورت گرفته یا دلیل دیگری داشته است. پلیس احتمال داده فردی در خودرو با گلاره بوده و یا آنکه در راه خانه اش در کمین وی بوده است


وقتي که هوشنگ امير احمدي بوي جمهوري اسلامي ميدهد


چرا ج.ا در طول بيست سال گذشته، ترورهاي خارج از کشور را متوقف کرده است؟

به بهانه تعرض به خانه بنی‌صدر

 

به نظر ميرسد وزارت اطلاعات ج.ا از  تاریخ ۱۷ سپتامبر ۱۹۹۲ يعني پس از ماجرای ترور میکونوس در آلمان،بعد از آنکه دريافت ترورهاي مخالفين در خارج از کشور نه تنها هيچ ضرورتي ندارد بلکه منجر به وخيم تر شدن چهره عمومي رژيم در سطح بين المللي نيز شده است ،انها را به ناگزير متوقف کرده است.

گو اينکه به اين نتيجه رسيده است که ترورهاي سالهاي پيشين نيز به علت عدم تجربه و درک درست نيروهاي انقلابي ار موقعيت و وضعيت اپوزيسيون ،اشتباهات فاحش استراژيک بوده است و پيشتر از آنکه به ايجاد تزلزل در جبهه اپوزيسيون بيانجامد بلکه بر عکس همه پيش بيني هاي خام و باطلشان منجر به نوعي اتحاد و همبستگي نيز ميشده است ،چرا که معتقدم نيروهاي جوان ناپخته انقلابي ديروزي پس از چند دهه کسب تجارب خونين،اينک در کسوت حکمرانان و تئوري پردازان ميانسال امروزي ج.ا دريافته اند که با توجه به پراکندگي_فکري و جغرافيائي_نيروهاي مخالف در خارج از کشور و عدم وجود تشکيلات منسجم و قوي که بتواند به عنوان آلترناتيو جدي مطرح براي جمهوري اسلامي در نظر گرفته شود،استفاده از گزينه ترور براي نابودي مخالفين ،صرفنظر از هزينه هاي سنگين سياسي ان در سطح بين المللي براي رژيم،نه تنها هيچ دستاوردي براي رژيم ملايان نداشته بلکه چه بسا برعکس ميتواند به عنوان کاتاليزوري در جهت اتحاد و نزديکي نيروهاي مخالف رژيم به همديگر باشد،امري که به هيچ عنوان خوشايند رژيم ولايت فقيه نبوده و نيست.
فرضا براي مثال اگر رژيم بخواهد يکي از مخالفان خود بنام رضا پهلوي را ترور کند،در وهله اول به منافع حاصل از اين ترور و عواقب احتمالي آن مي انديشد،بي گمان بعد از آناليزهاي مختلف از ابعاد متفاوت،نهايتا به اين نتيجه ميرسد که:يک رضا پهلوي مرده بيشتر از يک رضا پهلوي زنده ميتواند برايش مضر و خطرناک باشد چرا که بر اين باورم که وجود فيزيکي رضا پهلوي،خود به خودي خود به علت آنکه ناخوداگاه ياداور و تداعي بخش احتناق دوران رژيم استبدادي محمدرضاي فقيد مستبد ميباشد و به صدها دليل ديگر که در اين نوشتار کوتاه نمي گنجد،بيشتر از آنکه موجبات اتحاد نيروهاي مخالفش باشد بلکه برعکس عملا به صورت ملموسي تبديل به يکي از عمده ترين موانع اصلي اتحاد نيروهاي دمکرات اپوزيسيون گرديده است و به تبع آن يکي از دلايل تداوم عمر ننگين اشان نيز شده است.

از سوي ديگر در صورت چنين ترور احتمالي،به رسم عادت ديرينه مرده پرستي ايرانيان هزاران تن به صورت بالقوه آماده اند تا زير تابوت رضا پهلوي جمع شوند و به نوحه سرائي و قهرمان سازي بپردازند و بدين سان يک رضا پهلوي مرده،خاصيت بيشتري نسبت به يک رضا پهلوي زنده بي خاصيت پيدا ميکند تا جائي که حتي ميتواند به پيکر بي رمق اپوزسيون مفلوک جاني تازه ببخشد.اين مثال ميتواند براي اشخاص بسيار ديگر نيز صادق باشد.
ماجراي ضرب و شتم اخير خانم عذرا بنی‌صدر در ۲۶ نوامبر 2011 و تعرض به خانه بنی‌صدر در شب (۳۱ دسامبر/ ۱۰ دی) و زیر و رو کردن چند اتاق ايشان، ميتواند به عنوان پيام روشن وزارت اطلاعات به فعالان سياسي خارج از کشور باشد که حکايت از اشراف اطلاعاتي رژيم به جزئي ترين فعاليتهاي آنان ميباشد موضوع زماني جالب ميشود که خود آقاي بني صدر در گفتگو با دویچه وله اذعان ميکند که افراد ناشناسی در شب سال نوی میلادی، با استفاده از نردباني که حتي خود بني صدر با وجود آنکه خانه متعلق به خودش است از وجودش بي اطلاع بوده،با شکستن شيشه پنجره وارد اتاق کارشان شده اند و اسنادي را سرقت کرده اند.بنا بر گفته بني صدر مهاجمان از جهتی آمده‌اند که دوربین هاي مدار بسته دید نداشته اند.همه شواهد و قرائن نشان ميدهد که رژيم ميتوانسته و ميتواند بني صدر را اگر اراده کند به راحتي ترور کند ولي بنا بر دلايلي که پيشتر آوردم رژيم بيست سال است که گزينه ترور را کنار گذاشته است ولي همچنان به جمع آوري اطلاعات از مخالفين خود با شدت و حدت ادامه ميدهد.
واقعيت اينست که هيچ آرايش و نظم سياسي خاصي در بين مخالفان ج.ا مشاهده نمي شودو يا به ديگر سخن هر کس از باب مخالفت با رژيم ساز خود را مي زند،يکي طرفدار رنگ سبز است،يکي طرفدار رنگ آبي است،يکي پرچم شير و خورشيد علم ميکند،ديگري پرچم داس و چکش،يکي طرفدار براندازي است،يکي طرفدار اصلاحات تدريجي و…بدين منوال طبيعي است در چنين فضاي بلبشويي چند رسانه شارلاتان لوس آنجلسي نيز در غياب احزاب مردمي و فقدان تشکيلات منسجم،فضا را مناسب براي سودجوئي تشخيص داده و به خود جرات مي دهند تا با به بازي گرفتن احساسات پاک آزادي خواهانه مردمي،صرفا در جهت منافع شخصي و مادي خود اپوزيسيون نمائي کنند و به اصطلاح از آب گل و آلود ماهي بگيرند،موضوعي که با فلسفه وجودي يک رسانه در تضاد کامل است،آنها ميتواند صداي يک حزب و يا گروه خاص باشند اما به خودي خود نمي توانند به عنوان آلترناتيو يک رژيم مطرح باشند.
آري در چنين اوضاع و احوال قاريشميشي که اپوزيسيون خارج از کشور عقيم و به کبريت بي خطري بيش شبيه نيست؛حاکميت رندانه و با آسوده خاطر بودن از مخالفين خود در خارج از کشور ،دوز سرکوب را در داخل کشور به صورت محسوسي در جهت ايجاد رعب و وحشت و کنترل نارضايتي هاي عمومي،افزايش داده است چرا که به درستي تشخيص داده است که همين سهرابها و نداها و عباديها و…وديگر شهروندان ناراضي و منتقد رژيم هستند که مي توانند بنيان ظلم و ستم دستگاه قشري گراي آخوندي را درهم بپيچند و با اعتراضات مدني خود سرنوشت خود را خيابانهاي ايران رقم بزنند.
فضائل عزيزان 13 دی ماه 1390 برابر با 2012-01-03 azizanpress@gmail.com


گفتار هفتگي فضائل عزيزان(28 آذر 1390)