پایگاه خبری حقوق انسانی‌ و اولیه بشر » آقای نیک‌ آهنگ کوثر به کجا چنین شتابان؟
 

 

 

آقای نیک‌ آهنگ کوثر به کجا چنین شتابان؟

امین موحدی:

مدتهاست که آقای نیک‌ آهنگ کوثر ،در عرصه رسانه‌‌ ای و نوشته‌ها و گفتارشان آهنگ سکوت می‌نوازند .

نیک‌ آهنگ کوثرمدتهاست که از قواعد و قوانین محدود کننده آزادی بیان سخن میگوید ،قوانین و قواعدی که هرچه بیشتر دنبال آنها میگردیم کمتر می‌یابیم اما نیک‌ آهنگ اصرار دارد این قواعد را در دانشگاه محل تحصیل خود آموخته است .

و من نیزمدتها در این فکر بودم تا نقدی بر اندیشه‌های محدود گر ایشان بنویسم که مصاحبه اخیر ایشان با آقای فضائل عزیزان در تلوزیون مردم و تکرار مکرر ادعا‌های آکادمیک! آقای نیک‌ آهنگ بهانه ای‌ شد تا تصمیم خود را عملی‌ سازم شاید تلنگری باشد بر ایشان که، به کجا چنین شتابان آقای نیک‌ آهنگ؟

البته این نوشتار میتوانداز نظر آقای نیک‌ آهنگ مصداق یکی‌ از بندهایی باشد که ایشان به استناد به آن بندها سانسور را جایز می‌دانند ،بند مورد استناد نیک‌ آهنگ در واقع استفاده ابزاری از واژه “توهین “میباشد و ایشان به استناد به همین بند مقالات و کامنتهای بسیاری را یا به بند کشیده یا اگر نتوانسته اند ،آنها رامستحق توقیف دانسته اند.

بنا بر این پیشاپیش باید به ایشان یاد آوری کنم اگر مورد یا مواردی از نظر ایشان توهین آمیز است این تقصیر حقیر نیست بلکه این تلقی در درجه اول بر میگرددبه برداشت ایشان از مقوله آزادی بیان و در درجه دوم اگر توهینی هم شده ،خودایشان به خودشان توهین کرده اند چرا که اینجانب تنهاثانیه به ثانیه گفتار ایشان را منعکس و نقد کرده‌ام و ایشان مسئول گفتار خود هستند همانگونه که اینجانب مسئول نقد خویش ام.

آقای نیک‌ آهنگ کوثر طی‌ مصاحبه ای‌ با برنامه آقای فضائل عزیزان در تلوزیون مردم ،موضوعاتی را تکرار کرده اند که سوالاتی را پیش آورده است .آقای نیک‌ آهنگ همواره آزادی بیان را مشروط به شرایطی مبهم همچون توهین آمیز نبودن ،و دروغ نبودن بیان میکنند شرایطی که هر کسی تلقی‌ خاص خود رااز آنها دارد و تعیین توهین و دروغ وتهمت از جمله مواردی است که نیاز به قاضی و محکمه و کار پلیسی دارد و در حیطه کار روزنامه نگاری نیست و اینکه روزنامه نگاری با ادعای آقای نیک‌ آهنگ که ادعای تحصیل آکادمیک روزنامه نگاری را دارند ،جای پلیس و قاضی مینشینند،سبب زیرسوال رفتن اصل ادعای ایشان میشود .

ابتدا قبل از هر چیز از آقای نیک‌ آهنگ میخواهم دانشگاه محل تحصیل خود را روشن فرمایند تا دلیل این سؤ تفاهم روشن گردد تا روشن شود این کدام دانشگاه است که اولا معتقد به تحدید آزادی بیان است و ثانیا چرا در این آکادمی تفکیکی بین خبرنگاری و روزنامه نگاری قائل نمیشوند؟چرا که خبرنگار و روزنامه نگار باهم تفاوت دارند این خبرنگاراست که باید با دلیل و مدرک و بدون گمانه زنی‌ خبر ارسال کند حال آنکه روزنامه نگار میتواند بر اساس اتفاقات و رویداد ها گمانه زنی‌ نیز بنماید حتا اگر دلیلی در دسترس نباشد ،اما آقای نیک‌ آهنگ در نتیجه گیری هایشان از وظایف خبرنگاری میرسند به مسئولیت‌های روزنامه نگار ،یعنی‌ با فرض “ایکس” در مورد “وای” حکم میدهند.شاید هم دلیل خلط مباحث وبرداشت‌های پلیسی‌ ودولتی آقای نیک‌ آهنگ از آموزشهای رسانه‌ ای‌ و روزنامه نگاری دانشگاه محل تحصیل ایشان در مسائل دیگری نظیر عدم تسلط ایشان به زبان انگلیسی‌ یا از این قبیل نهفته باشد و دانشگاه بی تقصیر .
امیدواریم آقای نیک‌ آهنگ همانگونه که محل تحصیل و مدرک همه رازیر سوال میبرند ،به ما نیز این حق را بدهند که از ایشان نام دانشگاه محل تحصیلشان راجویاشویم تابواسطه گفتگو با آن دانشگاه دریابیم آیامنظور آنها از مسئولیت رسانه‌ ای محدود کردن آزادی بیان است آنگونه که آقای نیک‌ آهنگ می‌گویند یااشتباه در درک مفاهیم سبب این سوبرداشت شده است ؟
در اینجا باید به آقای نیک‌ آهنگ بابت فارغ التحصیل شدنشان تبریک گفت.ایشان دانشجوی منحصر به فردی هستند که خود از فارغ التحصیل شدن خود خبر ندارند و نیز تنها دانشجویی هستند که در رشته ای‌ غیر از آنچه در آن تحصیل میکردند فارغ التحصیل شده اند ،روزنامه نگاری خواندند و در رشته سانسور مدرک گرفتند!
اینک میپردازیم به مصاحبه ایشان با آقای عزیزان ،آقای نیک‌ آهنگ در مصاحبه مذکور میفرمایند”نباید آزادی بیانی‌ داشته باشیم که در آن دروغ گفته شود ،تهمت زده شود یا توهین گردد” تا اینجای کار ما نیز با آقای نیک‌ آهنگ موافقیم اما آقای نیک‌ آهنگ در ادامه فرمایشاتشان وظیفه تعیین توهین یا تهمت و دروغ را بر عهده رسانه‌ یا صاحبان رسانه‌ (که یکی‌ از آنها خود ایشان میباشند )می‌داند و معتقد است علاوه بر همه اینها دولت هم باید نظارت کند.
در پاسخ باید عرض کرد که تعیین دروغ یا تهمت و توهین به افراد بر عهده قاضی آنهم بر اساس تحقیقات پلیسی‌ می‌باشد نه بر عهده صاحب یک رسانه‌ که دست بر قضا خود نیز روزنامه نگار آکادمیک ! میباشد.
توهین و دروغ و تهمت واژه‌هایی‌ هستند که هرکسی میتواند تلقی‌ خاصی‌ از آنها داشته باشد و مطلبی که ممکن است از نظر شما توهین تلقی‌ شود میتواند از نظر دیگری نه تنها توهین نباشد بلکه روشنگری نیز به حساب آید. تعریف توهین میتواند به سادگی‌ جهان شمول شود و به بهانه آن همه جهان گرفتار سانسور گردند ،مثال ساده ای‌ میزنم شخصی‌ میتواند ادعا کند که فلانی‌ به من توهین کرده چون قبل از ذکر نامم کلمه “آقا “رانیاورده است .میبینید ؟حتا آوردن نام شما نیز میتواند از نظر شماتوهین تلقی‌ شود.
جمهوری اسلامی نیز به بهانه توهین و دروغ روزنامه‌ها را می‌بندد و روزنامه نگاران را زندانی می‌کند چون تعریف خاص خود را از آن واژه‌ها دارد.
وقتی‌ از حق بیان بدون هیچ قید و شرطی صحبت می‌کنیم یعنی‌ اینکه موضوعی در مرحله بیان است که هنوزبه فعل در نیامده و باید بیان شود تا مورد قضاوت قرار گیرد،پس از بیان است که افکار عمومی در مورد آن قضاوت میکنند که آیا دروغ بوده تهمت بوده یا توهین؟شماچگونه قبل از انتشار بیان قادر هستید نظر افکار عمومی رادر موردآن بسنجید و حکم دهید؟اینکار در یک صورت قابل انجام است و آن اینکه شما بتنهایی هم مردم باشید هم شاکی‌ هم پلیس و هم قاضی!
البته امکان دومی هم وجود دارد که احتمال آن صفر است و آن اینکه شما بتوانید افکار مردم را آنهم میلیونها نفر را همزمان بخوانید و نتیجه را پیش بینی‌ کنید.
گذاشتن شرط برای ابتدایی ترین وضرریترین نیاز بشر یعنی‌ ارتباط و گفتگو و رد و بدل کردن اطلاعات و ابراز نظر ،نه وظیفه روزنامه نگار است و نه روزنامه نگار نیازی به این شرایط برای انجام کار خویش دارد و حتا دولت و قاضی وپلیس نیز این حق را ندارند که پیش از نظر افکار عمومی به بهانه‌هایی‌ توصیفی و نه عقلی ازانتشار آن جلوگیری نماید .تنها پس از بیان یک موضوع است که شخص یا طرفی‌ میتواند شکایتی کند مبنی بر اینکه فلان نظر و بیان مرا مورد توهین قرار داده یا دروغ گفته و یاتهمت زده است و تنها در آنصورت است که گوینده مسئول میشود آنهم اگر قانون و محکمه ،منبعث از یک نظام دمکراتیک باشند نه مانند محاکم جمهوری اسلامی .شما تمام این مراحل را به کناری می نهید یعنی‌ قاضی و پلیس و دولتی دموکراتیک را و خود میشوید دولت دمکراتیک خود خوانده مشغول به تحصیل در یک آکادمی ناشناس که شاکی‌ و پلیس و قاضی آن هم خودتان هستید و آنگاه هم نظارت می‌کنید هم قضاوت می‌کنید و هم اجرای حکم میفرمایید؟
شما به بهانه اینکه ممکن است از بابت بیان موضوعی، جرمی‌ همچون دروغ و تهمنت و توهین صورت گیرد اصل بیان را زیر سوال می‌برید درست همانندکاری که جمهوری اسلامی می‌کند .جمهوری اسلامی نیز به استناد ماده ۱۳ قوانین مدنی مصوب ۵۰ سال پیش! تحت نام” پیشگیری از وقوع جرم” روزنامه‌ها را بست وروزنامه نگاران را به بند کشید که مبادا در آینده جرمی‌ اتفاق افتد.یعنی‌ قصاص قبل از جنایت .
اولا اظهار نظر جرم نیست که به استناد قواعد و قوانین شما و قواعدی که فقط و فقط در دانشگاه شما تدریس میگردد! از بیان موضوعی جلوگیری کرد و ثانیا آنچه که هنوز در مرحله بیان است وقضاوتی در مورد آن نشده چگونه از نظر شماجرم است ومستحق سانسور که این مصداق قصاص قبل از جنایت است.نگاه شما به روزنامه نگاری نگاه دولتی است آنهم دولتی تمامیت خواه و به غایت سانسور گر .آیا این نگاه شما متأثر از تحصیلات جدید شما می‌باشد؟ که در آنصورت دانشگاهی که این نگرش را به شما درس میدهد ،به شما آموزش سانسور میدهد نه روزنامه نگاری.
آقای نیک‌ آهنگ در بخش دیگری می فرمایند که من در ایران برای باز شدن فضا و آزادی بیان تلاش می‌کردم و بلافاصله پس از این بیانشان اضافه می فرمایند که :اما بیشتر تجربیات من بر میگردد به کارهایم در خارج و تحصیلاتم در خارج! و اینجا این تجربیات را یاد گرفته‌ام .یعنی‌ اینکه آقای نیک‌ آهنگ می فرمایند همه این نگرش ممیزی و سانسوری را مدیون خارج و دانشگاه خارج هستند.معنی‌ این سخنان آقای نیک‌ آهنگ چه میتواند باشد غیر از اینکه ایشان پس از خروج از ایران و تحصیل در خارج تازه به این نتیجه رسیده اند که سانسور و محدودیت در آزادی بیان و رسانه‌‌ها ضروری است . حال باید به آقای نیک‌ آهنگ تبریک گفت که به یمن تحصیل در خارج دچار آنچنان تحولی‌ شده اند که ناگهان حق را به قاضی مرتضوی میدهند .این بخش از سخنان آقای نیک‌ آهنگ تایید ضمنی قوانین ضد آزادی بیان جمهوری اسلامی بود و بس.
آقای نیک‌ آهنگ در همین مصاحبه اضافه می فرمایند روزنامه نگار باید حقیقت را بگوید اما در همانحال میگویند روزنامه نگار نباید با گفتن مطلبی به جامعه آسیب برساند.اینکه روزنامه نگار باید حقیقت رابگوید شکی‌ در آن نیست اما مشروط کردن بیان حقیقت به آسیب وارد نشدن به جامعه یعنی‌ اینکه حقیقت رادر مقاطعی که میتواند آسیب به جامعه بزند نباید بیان کرد.بازمثال ساده ای‌ میزنم اینکه بیان تقلب در انتخابات ،جامعه ایران راا دچار تلاطم کرد و از این رهگذر عده‌ ای‌ آسیب جانی و مالی‌ دیدند ،کار درستی بوده یا نبوده ؟آقای نیک‌ آهنگ جواب دهند.با تحلیل و قانون ایشان نباید این حقیقت گفته میشد چون جامعه آسیب میدید! آقای نیک‌ آهنگ،؛ کار روزنامه نگار ،سنجیدن عواقب تحلیلها و اخبار نیست ،وظیفه روزنامه نگار بیان حقیقت است حتا اگر این حقیقت منجر به سقوط یک دولت شود سقوطی که میتواند در طی‌ آن عده‌ ای‌ جان خود را نیز از دست بدهند.
روزنامه نگاری را با مصلحت اندیشی کاری نیست .مصلحت اندیشی‌ کار سیاستمداران است ،شما که ادعا دارید روزنامه نگار نباید سیاسی‌ کار باشد چرا به روزنامه نگاران، پیروی از روشهای سیاستمداران را توصیه می‌کنید؟ جملات وقوانین شما مملو از تناقض است، ابتدا میفرمایید حقیقت باید گفته شود از آنطرف آن “باید “را مشروط به شایدی میکنید به نام مبادا آسیبی به جامعه برسد، و از طرف دیگر خود را نقض و نفی می‌کنید ،آنجا که روش سیاسی را وارد حرفه ای‌ می‌کنید که قبلا از لزوم عدم اختلاط آنها باهمدیگر صحبت میکردید.تکلیف را روشن کنید آیا در این دانشگاه شما به شما چه آموزش داده اند اینکه حقیقت راباید نوشت یا حقیقت راشاید میتوان نوشت؟
در قسمت دیگری از سخنان آقای نیک‌ آهنگ ناگهان با این جمله آشنا می‌شویم “وظیفه روزنامه نگار خدمت به شهروندان است”
بعد از اینکه روزنامه نگار پلیس و قاضی و دولت شد نوبت کارهای خدماتی هم رسید خدمت به شهروندان!
آقای نیک‌ آهنگ شهروند یعنی‌ چه؟ آیا میدانید همه اعضائ یک جامعه شهروند آن جامعه هستند؟اگر چنین است پس تکلیف آن عده‌ از شهروندانی که با انتشار یک خبر متضرر میشوند چیست ؟آیا روزنامه نگاری که با انتشار خبری سبب میشود همزمان با سود بردن عده ای‌ ،عده‌ ای‌ دیگر از آن خبر متضرر شوند ،روزنامه نگار است یا نیست؟طبق تعریف شما روزنامه نگار وظیفه دارد به شهروندان خدمت کند آیا اینکه با انتشاری خبری عده‌ ای‌ سود میبرند وعده‌ ای‌ متضرر میشوند، اینکار خدمت است ویا خیانت؟میشود گفت خدمت به عده‌ ای‌ و خیانت به عده‌ ای‌ دیگر! این چه تعریفی‌ است که از روزنامه نگاری می‌دهید ؟وظیفه روزنامه نگار نه خدمت است و نه خیانت بلکه بیان حقیقت و تلاش برای یافتن حقیقت.مثال ساده دیگری میزنم فرض کنید روزنامه نگاری با انتشار خبری اقتصادی سبب میشود که قیمت بعضی‌ کالاها بالا برود و با اینکار عده‌ ای‌ سود میبرند و عده‌ ای‌ زیان ،حال بفرمائید این روزنامه نگار خدمت کرده است یا خیانت ؟و همچنین شهروند کدامیک از آنهاست آنکسی است که سود برده یا آنکسی که زیان دیده است؟
این نگرش و چرخش مداوم نیک‌آهنگ از اینسو به آنسو وتغییر ادعاهیشان که اول ادعا مینماید در داخل کشور فردی معتقد به آزادی بیان بوده است وبعدادعا میکنند بر اثر تحولی علمی دریافته اند محدودیت در بیان ضروری است و تبدیل شدن چند باره ایشان از یک کوشنده راه آزادی به شخصی‌ منفعل و معتقد به تحدید آزادی بیان وبالعکس و در نهایت رسیدن به لزوم اعمال سانسور، مصداق بیت زیر است:هر کسی‌ کو دور ماند از اصل خویش… باز جوید روزگار وصل خویش
از آنکس که در دورانی از عمر جمهوری اسلامی بازرس مطبوعات بوده است انتظاری بیش از این نیست که در خارج کشور هم به جای آموزش آزادی بیان ،آموزش سانسور و محدود کردن آزادی بیان را ببیند و تبلیغ محدودیت آزادی رابشکل آکادمیک بنماید.
اما عمده انتقاد من از مجری برنامه ،آقای فضایل عزیزان است که در برنامه ای‌ برای آزادی بیان از کسی‌ دعوت میکنند که معتقد به سلب آزادی بیان است .آقای عزیزان اگر موضوع برنامه شما لزوم محدود کردن آزادی بیان بود انتقادی بر شما از بابت دعوت آقای نیک‌ آهنگ نبود اما موضوع آزادی بیان معتقد به آزادی بیان را می‌طلبد اینکار شما یعنی‌ دعوت از شخصی‌ که اعتقادی به آزادی بیان ندارد و حتا کامنتها را نیز در سایت خویش توقیف می‌کند ،واژه‌ها را توقیف می‌کند ،تعاریف را تغییر میدهد ،متن را تحریف و به حاشیه میبرد، دعوت از چنین شخصی برای صحبت در مورد آزادی بیان ،شبیه اعزام قاضی مرتضوی به شورای حقوق بشر اورپا از سوی جمهوری اسلامی بود


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

Azadegi.com



ارسال نظر برای این مطلب بسته شده است.