پایگاه خبری حقوق انسانی‌ و اولیه بشر » چرا ج.ا در طول بيست سال گذشته، ترورهاي خارج از کشور را متوقف کرده است؟
 

 

 

چرا ج.ا در طول بیست سال گذشته، ترورهای خارج از کشور را متوقف کرده است؟

 

به نظر میرسد وزارت اطلاعات ج.ا از  تاریخ ۱۷ سپتامبر ۱۹۹۲ یعنی پس از ماجرای ترور میکونوس در آلمان،بعد از آنکه دریافت ترورهای مخالفین در خارج از کشور نه تنها هیچ ضرورتی ندارد بلکه منجر به وخیم تر شدن چهره عمومی رژیم در سطح بین المللی نیز شده است ،انها را به ناگزیر متوقف کرده است.

گو اینکه به این نتیجه رسیده است که ترورهای سالهای پیشین نیز به علت عدم تجربه و درک درست نیروهای انقلابی ار موقعیت و وضعیت اپوزیسیون ،اشتباهات فاحش استراژیک بوده است و پیشتر از آنکه به ایجاد تزلزل در جبهه اپوزیسیون بیانجامد بلکه بر عکس همه پیش بینی های خام و باطلشان منجر به نوعی اتحاد و همبستگی نیز میشده است ،چرا که معتقدم نیروهای جوان ناپخته انقلابی دیروزی پس از چند دهه کسب تجارب خونین،اینک در کسوت حکمرانان و تئوری پردازان میانسال امروزی ج.ا دریافته اند که با توجه به پراکندگی_فکری و جغرافیائی_نیروهای مخالف در خارج از کشور و عدم وجود تشکیلات منسجم و قوی که بتواند به عنوان آلترناتیو جدی مطرح برای جمهوری اسلامی در نظر گرفته شود،استفاده از گزینه ترور برای نابودی مخالفین ،صرفنظر از هزینه های سنگین سیاسی ان در سطح بین المللی برای رژیم،نه تنها هیچ دستاوردی برای رژیم ملایان نداشته بلکه چه بسا برعکس میتواند به عنوان کاتالیزوری در جهت اتحاد و نزدیکی نیروهای مخالف رژیم به همدیگر باشد،امری که به هیچ عنوان خوشایند رژیم ولایت فقیه نبوده و نیست.
فرضا برای مثال اگر رژیم بخواهد یکی از مخالفان خود بنام رضا پهلوی را ترور کند،در وهله اول به منافع حاصل از این ترور و عواقب احتمالی آن می اندیشد،بی گمان بعد از آنالیزهای مختلف از ابعاد متفاوت،نهایتا به این نتیجه میرسد که:یک رضا پهلوی مرده بیشتر از یک رضا پهلوی زنده میتواند برایش مضر و خطرناک باشد چرا که بر این باورم که وجود فیزیکی رضا پهلوی،خود به خودی خود به علت آنکه ناخوداگاه یاداور و تداعی بخش احتناق دوران رژیم استبدادی محمدرضای فقید مستبد میباشد و به صدها دلیل دیگر که در این نوشتار کوتاه نمی گنجد،بیشتر از آنکه موجبات اتحاد نیروهای مخالفش باشد بلکه برعکس عملا به صورت ملموسی تبدیل به یکی از عمده ترین موانع اصلی اتحاد نیروهای دمکرات اپوزیسیون گردیده است و به تبع آن یکی از دلایل تداوم عمر ننگین اشان نیز شده است.

از سوی دیگر در صورت چنین ترور احتمالی،به رسم عادت دیرینه مرده پرستی ایرانیان هزاران تن به صورت بالقوه آماده اند تا زیر تابوت رضا پهلوی جمع شوند و به نوحه سرائی و قهرمان سازی بپردازند و بدین سان یک رضا پهلوی مرده،خاصیت بیشتری نسبت به یک رضا پهلوی زنده بی خاصیت پیدا میکند تا جائی که حتی میتواند به پیکر بی رمق اپوزسیون مفلوک جانی تازه ببخشد.این مثال میتواند برای اشخاص بسیار دیگر نیز صادق باشد.
ماجرای ضرب و شتم اخیر خانم عذرا بنی‌صدر در ۲۶ نوامبر ۲۰۱۱ و تعرض به خانه بنی‌صدر در شب (۳۱ دسامبر/ ۱۰ دی) و زیر و رو کردن چند اتاق ایشان، میتواند به عنوان پیام روشن وزارت اطلاعات به فعالان سیاسی خارج از کشور باشد که حکایت از اشراف اطلاعاتی رژیم به جزئی ترین فعالیتهای آنان میباشد موضوع زمانی جالب میشود که خود آقای بنی صدر در گفتگو با دویچه وله اذعان میکند که افراد ناشناسی در شب سال نوی میلادی، با استفاده از نردبانی که حتی خود بنی صدر با وجود آنکه خانه متعلق به خودش است از وجودش بی اطلاع بوده،با شکستن شیشه پنجره وارد اتاق کارشان شده اند و اسنادی را سرقت کرده اند.بنا بر گفته بنی صدر مهاجمان از جهتی آمده‌اند که دوربین های مدار بسته دید نداشته اند.همه شواهد و قرائن نشان میدهد که رژیم میتوانسته و میتواند بنی صدر را اگر اراده کند به راحتی ترور کند ولی بنا بر دلایلی که پیشتر آوردم رژیم بیست سال است که گزینه ترور را کنار گذاشته است ولی همچنان به جمع آوری اطلاعات از مخالفین خود با شدت و حدت ادامه میدهد.
واقعیت اینست که هیچ آرایش و نظم سیاسی خاصی در بین مخالفان ج.ا مشاهده نمی شودو یا به دیگر سخن هر کس از باب مخالفت با رژیم ساز خود را می زند،یکی طرفدار رنگ سبز است،یکی طرفدار رنگ آبی است،یکی پرچم شیر و خورشید علم میکند،دیگری پرچم داس و چکش،یکی طرفدار براندازی است،یکی طرفدار اصلاحات تدریجی و…بدین منوال طبیعی است در چنین فضای بلبشویی چند رسانه شارلاتان لوس آنجلسی نیز در غیاب احزاب مردمی و فقدان تشکیلات منسجم،فضا را مناسب برای سودجوئی تشخیص داده و به خود جرات می دهند تا با به بازی گرفتن احساسات پاک آزادی خواهانه مردمی،صرفا در جهت منافع شخصی و مادی خود اپوزیسیون نمائی کنند و به اصطلاح از آب گل و آلود ماهی بگیرند،موضوعی که با فلسفه وجودی یک رسانه در تضاد کامل است،آنها میتواند صدای یک حزب و یا گروه خاص باشند اما به خودی خود نمی توانند به عنوان آلترناتیو یک رژیم مطرح باشند.
آری در چنین اوضاع و احوال قاریشمیشی که اپوزیسیون خارج از کشور عقیم و به کبریت بی خطری بیش شبیه نیست؛حاکمیت رندانه و با آسوده خاطر بودن از مخالفین خود در خارج از کشور ،دوز سرکوب را در داخل کشور به صورت محسوسی در جهت ایجاد رعب و وحشت و کنترل نارضایتی های عمومی،افزایش داده است چرا که به درستی تشخیص داده است که همین سهرابها و نداها و عبادیها و…ودیگر شهروندان ناراضی و منتقد رژیم هستند که می توانند بنیان ظلم و ستم دستگاه قشری گرای آخوندی را درهم بپیچند و با اعتراضات مدنی خود سرنوشت خود را خیابانهای ایران رقم بزنند.
فضائل عزیزان azizanpress@gmail.com


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

Azadegi.com



ارسال نظر برای این مطلب بسته شده است.