پایگاه خبری حقوق انسانی‌ و اولیه بشر » حقوق بشر و مساله قومیت‌ها و ملیت‌ها در ایران
 

 

 

حقوق بشر و مساله قومیت‌ها و ملیت‌ها در ایران

yousef samadi

یوسف صمدی:

ایرانیان مختلفی خود را مدافع حقوق بشر در ایران و خارج از ایران می‌دانند ولی وقتی که به مسایل قومیت‌ها و ملیت‌ها بر می‌خورند از اولین کسانی هستند که حقوق بشر را زیر پا گذشته و تبدیل به ناقضان حقوق بشر می‌گردند. بنابرین شاید بهترین آزمایش برای شناسایی مدافع حقوق بشر واقعی این است که عملکرد و نظر و نوشته آنها را در مورد حقوق دیگر ملیت‌ها و اقوام ایرانی و دیگر اقلیت‌های مذهبی بدانیم. اگر ما مدافع واقعی حقوق بشر باشیم، مساله‌ای به نام جدایی طلبی نخواهیم داشت و اختلاف و تشنج بین پان ایرانیست، پان ترکیست، پان کوردیست، و سایر اقوام جدایی طلب مانند عرب‌ها، بلوچ‌ها، لرها و غیره بخودی خود حل خواهد گردید.

این که حقوق کوردها، عرب‌ها، ترک‌ها، بلوچ‌ها و سایر اقوام ایرانی و اقلیت‌های مذهبی قرن‌ها زیر پا گذشته شده است و مخصوصا در این رژیم جمهوری اسلامی تشدید یافته است، جای شکی نیست و روزانه شاهد گزارشات و مقالات زیادی در رسانه‌های مختلف در این مورد هستیم. ولی در این نوشته کوتاه از زاویه‌ای دیگر به این مسایل نگاه خواهم داشت؛ نقض حقوق بشر فارس‌ها توسط فارس‌ها، نقض حقوق بشر کوردها توسط ترک‌ها و فارس‌ها و نقض حقوق بشر عرب‌ها و بلوچ‌ها توسط همه ایرانی‌ها.

در بسیاری از نقاط فارس نشین ایران مثل استان خراسان و کرمان، روستاهای زیادی وجود دارند که در نهایت فقر زندگی می‌کنند و در شدید ترین وضعیت کمبود آب و بهداشت به سر می‌برند. برای مثال چندی پیش دو خواهر نوجوان در یکی از روستاهای شهرستان “فاروج” از توابع استان خراسان شمالی به خاطر فقر مالی خودکشی کردند. به این ٢ کلیپ در استان کرمان توجه کنید که گوشه‌ای از فقر را در این استان بتصویر می‌کشد:

گزارشی از روستای تیاپ در جنوب کرمان

گوشه‌ای از محرومیت کرمان

فقر و تبعیض در استان‌های غیر فارس نشین، مساله‌ای است که بطور سیستماتیک و حساب شده از طرف حکومت مرکزی در چند قرن اخیر تدوین شده و به مرحله اجرا گذشته شده است. اگر صحبت از عدالت و حقوق بشر است، شاید دو قومی که بزرگترین ضربه را از ظلم و دزدی و تبعیض متحمل شده نه ترک‌ها هستند و نه کوردها ! بلکه عرب‌ها و بلوچ‌های ایرانی هستند، چرا که این فارس‌ها و ترک‌ها و کوردها هستند که بیشترین استفاده را از نفت خاک عرب‌های ایرانی نموده‌اند، در صورتی که خود عرب‌ها در نهایت فقر زندگی می‌کنند. نیازی به آوردن مدرک و کلیپ در این مورد نمی‌باشد، چون فقط کافی است که در گوگل و یا یوتیووب فقر در جنوب ایران یا اهواز یا عرب‌های ایرانی را جستجو کنید و آنچه خواهید یافت شاید کمتر از یک دهم فقر در استان سیستان و بلوچستان هم نباشد و آنانی که در ایران هستند می‌توانند این فقر و تبعیض را با چشمان خود ببینند. در کل، استان‌های فارس نشین بیشترین استفاده را از نفت و گاز نموده و دولت مرکزی طبق آماری که در مطبوعات ایران به چاپ رسیده است، بیشترین سهم بودجه کشور را به این استان‌ها اختصاص داده و طبیعتا این استان‌ها از امکانات رفاهی، بهداشتی، علمی و تکنولوژی بالاتری برخوردار بوده‌اند. از طرفی هم شهرهایی مانند تبریز، ارومیه، مهاباد، سنندج، کرمانشاه و دیگر شهرهایی که اقلیت قومی یا ملیتی محسوب می‌شوند، امکانات بیشتری از بعضی مناطق فارس نشین دارند. مقایسه شهرها و استان‌های کورد نشین و ترک نشین هم به همین منوال ما می‌توانیم شهرهای کورد نشینی را پیدا کنیم که از هر لحاظ بهترین شرایط موجود در مقایسه با بعضی شهرهای ترک نشین را دارند. ولی در کل وضعیت ترک‌ها و مناطق ترک نشین در ایران به مراتب بهتر از کوردها می‌باشد.

در طول ٣٣ سال گذشته هم ترک‌هایی در راس امور بوده‌اند که هرچند نسبت به جمیعت ترک‌ها در ایران بسیار کم بوده‌اند، اما در یک آمار حداقلی، نسبت به کوردها قابل توجه بوده است. به عنوان مثال تا به امروز یک وزیر کورد در ایران متصدی وزارت خانه‌ای نبوده است. یکی از شاخص‌های تبعیض و فقر این است که بررسی کنیم روند مهاجرت به دلیل فقر و فرار از تبعیض در کدام قسمت‌های ایران به دیگر نقاط کشور صورت می‌گیرد. برای مثال اکثر ترک‌ها و کوردها برای کار و فرار از بیکاری و فقر راهی تهران می‌شوند و سالیان سال و بدور از خانواده در سخت ترین شرایط وارد بازار کار کارگری و کشاورزی می‌شوند که مردمان بومی آن شهر تن به انجام اینگونه کارها نمی‌دهند. ما در قسمت‌های ترک نشین ایران هم کوردهایی را می‌بینیم که به دست فروشی انجام مشغولند و یا در کوره‌های آجر پزی کار می‌کنند، ولی عکس این در مورد ترک‌ها محسوس نمی‌باشد. می‌بینیم که درد مشترکی گریبان گیر همه ما شده است. چه فارس، ترک، کورد، عرب، بلوچ، لر و یا اقلیت‌های مذهبی و دینی که همه آنها منشاء واحدی دارند و آن هم حکومت مرکزی است که در ظلم و تعدی و تبعیض به کسی رحم نمی‌کنند و در دزدی و سرقت و تاراج ثروت مملکت باهم متحد شده اند و در این بازار ظلم و فساد و غارت چه ترک و چه فارس باهم کار می‌کنند با اینکه تعداد هریک بیشتر از دیگری است.

راه حلی که می‌تواند جلوی تبعیض، دزدی و تاراج مملکت را بگیرد و از نزاع و درگیری بین اقوام و ملیت‌ها جلوگیری کند و حتی مساله جدایی طلبی را منتفی سازد، این است که همه ماها خودمان را با مفهوم واقعی حقوق بشر آشنا ساخته و به آن عمل کنیم و فقط در حد حرف نباشد. برای مثال هموطنان فارس و ترک و کورد در قبال حقوق ضایع شده عرب‌ها باید متحد شده و به آنها یاری رسانند. در فقر، مسایل بهداشتی، تخصیص بودجه، امکانات رفاهی و سایر مسایل قومی و آزادی بیان، اعدام‌های هموطنان عرب، هم به نمایندگان و هم به دولت فشار بیاورند. با نوشته‌هایشان، با اطلاع رسانی و در بعضی موارد با برپایی مراسم‌های مختلف آنها را به گوش دیگران برسانند. ما نمی‌توانیم سال‌های سال از نفت ایران استفاده کنیم و به بهترین دانشگاه‌ها در تهران و تبریز و اصفهان و شیراز برویم و از بهترین امکانات بهداشتی استفاده کنیم، در بهترین پارک‌های تهران عشق و حال کنیم و یا در مهاباد و ارومیه بهترین کسب و کار را داشته باشیم و ندانیم که بدون نفت ایران، درست مثل عرب‌ها در فقر می‌بودیم و بد تر از همه این که همواره آنها را نیز مورد تمسخر و تحقیر قرار داده‌ایم.

مسوولین نمی‌توانند ادعا کنند که حکومتشان جمهوری اسلامی است ولی مردم سیستان و بلوچستان در نهایت فقر زندگی کنند و آب آشامیدنی نداشته باشند و فقر و اعتیاد در آن مناطق بیداد کند. ولی دیگر ایرانیان در بهترین خانه‌ها و ویلاها و با عالیترین امکانات زندگی کنند و بد تر از همه میلیاردها دلار روانه‌ی سوریه و لبنان گردد و لبنانی‌ها در سواحل بیروت از افراط رقص و مشروب از حال بروند. کوردها و ترک‌ها و عرب‌ها و بلوچ‌ها هم در قبال فقر و بدبختی و زندان شدن‌ها و شکنجه‌های هموطنان فارس در خراسان و کرمان و سایر شهرها نباید سکوت اختیار کنند و یا در قبال اعدام‌ها و تبعیض جنسی و مذهبی هموطنان فارس بی‌طرف باشند و یا در حدی که از اتفاقات جامعه‌ی خود دفاع می‌کنند از دیگر هم‌ وطنان ایران دفاع نکنند. کوردها و ‌ترک‌ها هم نسبت به همدیگر باید احساس مسوولیت کنند و مسایل قومی و ملیتی نباید از مسایل حقوق بشر پیشی بگیرد. مساله حقوق بشر نباید کم اهمیت تر از خاک و زمین و روستا و شهرها باشد. هم وطنان فارس و غیر فارس مقیم تهران هم باید بیشترین‌ احساس مسوولیت را در قبال سایر اقوام و ملیت‌های ایران داشته باشند، چون بیشترین سود حاصله از نفت جنوب ایرانو عرب‌ها و معادن و کشاورزی سایر نقاط ایران شامل حال آنها شده است. اگر امروز یک هم وطن تهرانی(فارس، ترک، عرب، کورد و ..) با بهترین امکانات رفاهی و بهداشتی و تفریحی در تهران زندگی می‌کنند و با درآمد پدر و مادر شاغلشان در بهترین دانشگاه‌های تهران تحصیل نموده و زندگی می‌کنند و در صورت بیمار شدن از بهترین امکانات پزشکی استفاده می‌کنند از برکت نفت و گاز ایران می‌باشد. این در حالی است که هم وطن بلوچی و یا هم وطنان محروم کردستان و خراسان و خود عرب‌ها از سود آن نفت و گاز محروم شده‌اند. این مسوولیت برای افرادی مانند خانم دکتر شیرین عبادی مهمتر می‌باشد. چرا که وقتی ایشان به عنوان برنده جایزه صلح نوبل و منادی دفاع از حقوق بشر از دفاع از حقوق اقلیت‌های قومی سر باز زند به خاطر این که ایشان حمایت از اینگونه هم وطنان را به حساب حمایت از جدایی طلبی بگذارد و مساله حقوق بشر یک الویت ثانوی برایش تلقی گردد، جای بسی تاسف خواهد بود و نشان از عدم بلوغ فکری از مفهوم حقوق بشر می‌باشد.

در کل همه باید بدانیم که عامل اصلی نقض حقوق بشر، فساد و ویرانگری در ایران، رژیم جمهوری اسلامی می‌باشد که در راس آن سپاه پاسداران قرار دارد که حافظ ماندگاری و عامل اصلی جلو گیری از فروپاشی این رژیم می‌باشد. ملت ایران باید از هرگونه تحقیر و تمسخر همدیگر دست بردارد و از حقوق پایمال شده‌ی هم وطنان خود دفاع کند. اقداماتی مانند به رسمیت شناختن و دفاع از حق نوشتن و تکلم به زبان مادری که از اصول شناخته شده حقوق بشر می‌باشد، از اولین مواردی است که هم وطنان فارس زبان باید از خود ترک‌ها و کوردها پیشی گرفته و در جهت استقرار آنها تلاش کنند. این کاری است که دولت ترکیه در مورد کوردها انجام داده است و اگر ملت و دولت ایران هم زود تر به آن اقدام کنند و در جهت عدالت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تمامی اقوام و ملیت‌ها و اقلیت‌های مذهبی گام اساسی برداشته و جلوی تبعیض جنسی و مذهبی و نژادی را بگیرند مساله جدایی طلبی هم به احتمال قوی بخودی خود حل خواهد گردید. در صورت عدم اقدامات جدی از طرف دولت و ملت ایران، مشکلات ایران و ملل ایرانی روز به روز بدتر خواهد شد.

تنها کسانی که از اینگونه بی عدالتی‌ها و نفاق و تنش‌ها و فقر در جامعه سود می‌برند دشمنان حقوق بشر و دموکراسی در ایران می‌باشند و اینها کسانی نیستند بجز سپاه پاسداران و آخوندها. این مشکلات ربطی به برقاری روابط و یا عدم رابطه ایران با غرب ندارد و چه بسا در صورت بیشتر و بهتر شدن برقراری رابطه میان ایران و غرب این مشکلات تشدید خواهد شد چرا که غرب دیگر دلیلی به فشار بر ایران در مورد نقض حقوق بشر نخواهد داشت. احترام و رعایت حقوق بشر عامل پیشرفت کشورهای غربی بوده است و متاسفانه رژیم جمهوری اسلامی، رژیم پهلوی و گروه‌های دیگری مثل مجاهدین خلق همه ثابت کرده‌اند که از ناقضان اصلی حقوق بشر می‌باشند.


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

Azadegi.com



ارسال نظر برای این مطلب بسته شده است.