پایگاه خبری حقوق انسانی‌ و اولیه بشر » در غربت گر به شوق آزادی خواهی‌ زد قدم، سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور
 

 

 

در غربت گر به شوق آزادی خواهی‌ زد قدم، سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور

در غربت گر به شوق آزادی خواهی‌ زد قدم، سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور

فضائل عزیزان، فعال سیاسی -آمریکا   ۹  می .azizan baloochestan azizanpress@gmail.com ۲۰۱۴

فعال سیاسی و پناهنده سیاسی، دو اصطلاحی هستند این روزها در ادبیات سیاسی به وفور از آن استفاده میشود. فعالان سیاسی که در رژیم‌های دیکتاتوری مثل ایران فعالیت میکنند، همیشه در معرض خطر دستگیری و شکنجه و حتی اعدام قرار دارند و در بسیاری موارد حجم فشار‌ها و اذیت و آزار‌ها چنان بالاست که گاه فعالان و کنشگران سیاسی برای حفظ جان و ادامه فعّالیّت‌های خود ناگزیر به جلای وطن میشوند.در سه‌ دهه اخیر، خروج از کشور و پناهندگی به غرب و آمریکا از جمله روش‌های رایج و متداولی میباشد . میلیون‌ها شهروند ایرانی با انگیزه‌های سیاسی و اجتماعی متفاوت، بعد از طی‌ پروسه‌های دشوار و طولانی پناهندگی در اقصی نقاط جهان پراکنده شده اند.

خروج از کشور زادگاه و اقامت در یک کشور جدید، به منزله پایان یافتن مشکلات سیاسی و اجتماعی پناهند گان نمیباشد بلکه سر آغاز شروع مشکلات جدید در کشور میزبان میباشد. عدم آشنایی با زبان کشور میزبان، مشکلات روحی‌ و روانی‌ ناشی‌ از مهاجرت توام با مشکلات مالی‌ از اهم مواردی است که پناهنده گان را به شدت دگرگون می‌کند. در برخی‌ موارد  مشکلات جدید در کشور میزبان آنقدر پیچیده و دور از انتظار مهاجران میباشد که عده ای –کسانی‌ که مشکل سیاسی ندارند-  بعد از مدتی‌ اقامت در کشور میزبان به کشور زادگاه خود بر میگردند و برخی‌ نیز بین کشور میزبان و ایران به طور مرتب در رفت آمد هستند. روند رفت و آمد اغلب بی‌ دردسر  پناهنده گان به ایران، موضوعی نیست که از چشم سازمان‌های مهاجرت و سرویس‌های اطلاعاتی غرب و آمریکا پوشیده مانده باشد، به همین دلیل در سال‌های اخیر، اخذ پناهندگی سیاسی برای ایرانیان بسیار دشوار و حتی در برخی‌ موارد محال شده است.

اما این پدیده(برگشت به ایران) برای پناهنده گان واقعی‌ سیاسی که دارای مشکل جدی سیاسی هستند کمتر دیده شده است، برگشت به ایران برای یک پناهنده سیاسی مترادف با خطر مرگ و در بهترین حالت زندان طویل المدت میباشد. پناهنده گان سیاسی موصوف برای حفظ جان و نهایتاً ترویج عقاید سیاسی خود، تحت هر شرایطی مجبور هستند مشکلات عدیده‌ای را که ذکر شد تحمل کنند. برخی‌ از پناهندهگان سیاسی بعد از خروج از کشور به دلیل تصورات و محاسبات نادرستی که از وضعیت اپوزیسون خارج از کشور دارند، وقتی‌ با وضعیت آشفته و رقابت‌ها و مناسبات ناسالم اپوزیسیون مواجه میشوند، دچار یاس و حرمان میگردند. اما چون هیچ راه برگشتی پیش رو ندارند و از بیم آنکه هر نوع  انتقادی نیز ممکن است باعث برانگیخته شدن سؤظن در میان اپوزیسیون گردد، ترجیح میدهند که با این اوضاع خود را وقف دهند.

فعال سیاسی در زمانی‌ که درون ایران بر ضدّ حکومت فعالیت و مبارزه می‌کند، همین امر منجر به شکل دهی‌ شخصیت استوار و نسبتا پایداری در او میشود. شکنجه میشود، به زندان میرود، مورد تعقیب قضایی قرار می‌گیرد، رسانه‌ها برون مرزی اخبار او را پوشش میدهند، کمپین‌های اینترنتی راه اندازی میشود، عفو بین الملل بیانیه میدهد، همه این مسایل روحیه مبارزه را در فعّال سیاسی تقویت و باعث   ایجاد یک هویت در او میشود. شکل گیری همین هویت که بخش اعظمی از آن مرهون چهره پردازی‌های رسانه‌ای میباشد باعث ایجاد یک شبهه توهم خطرناک انتزاعی در وی میشود. خطرناک از این بابت که، شخص تصور می‌کند که همه نگاه‌ها در داخل و خارج از کشور (اپوزیسیون) معطوف به فعالیت‌های اوست.

اما این تصورات در عین حال که ادراک فرد را از مناسبات واقعی‌ موجود در جامعه به نحو زائد الوصفی قطع میسازد، همانند قرص مسکنی به صورت مقطعی درد و آلام ناشی‌ از زندانی و شکنجه شدن را برای او قابل تحمل تر می‌کند. همین شخص وقتی‌ بعد از مدتی‌ به قصد پناهندگی از کشور خارج میشود و در مناسبات واقعی‌ اجتماعی قرار می‌گیرد، این تصورات مانند آواری بر سر او فرو میریزند. او میبیند، بر عکس آنچه که تصور میکرده است، کسی‌ در خارج از کشور در انتظار او نبوده است، حتی از مردم عادی به ندرت کسی‌ اسم او را شنیده است. او نا خودآگاه تلاش می‌کند این حقیقت را که “کسی‌ دیگر بعد از خارج شدن از ایران به فکرش نیست” را در پس زمینه ذهن خود مخفی‌ نماید.

                                                                                                آغاز بحران جدی هویت

فعال سیاسی که اکنون با خروجش از کشور عنوان پناهنده سیاسی را نیز با خود به یدک میکشد، بعد از سال‌ها تحمل زندان و مصائب، ناگزیر به پذیرش واقعیت ‌های تلخ فوق الذکر میشود. در این مرحله، برخی‌ از پناهندگان سیاسی  ضعیف النفس که فاقد انگیزه‌های سیاسی و مبارزاتی قوی هستند، میشکنند و با مشاهده و درک وضعیت جدید، به اردوگاه حاکمیت میپیوندند. این نوع افراد بعد از پیوستن به جمهوری اسلامی، به علت سوابق قبلی‌ (مخالفت با رژیم) تلاش میکنند برای آنکه به رژیم ثابت کنند که از عقاید پیشین خود عدول کرده اند از هیچ جنایتی روی گردان نمیشوند و حتی در برخی‌ موارد مشاهده شده است که این افراد در سمت شکنجه گر و بازجو در دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی به کار گماشته شده اند.

اما کسانی‌ که دارای ثبات شخصیتی‌ و روحیه مبارزاتی قوی هستند، تحت هیچ شرایطی نمیشکنند. این نوع افراد، همه سختی‌های مبارزه اعم از زندان و شکنجه و آوارگی در غربت را تحمل و به مبارزات خود ادامه میدهند. وقتی‌ شوق آزادی و مبارزه، جوهره وجودی یک پناهنده و کنشگر سیاسی باشد، هر قدر هم که راه و مسیر مبارزه سخت و دشوار باشد، بدون توجه به سرزنش خار مغیلان،به مسیر خود تا رسیدن به آرمان‌ها ادامه خواهد داد؛ چرا که ایمان دارد رسیدن به آزادی بدون هزینه نیست.

فضائل عزیزان، فعال سیاسی -آمریکا   ۹  می ۲۰۱۴


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

Azadegi.com



ارسال نظر برای این مطلب بسته شده است.