keflex e. coli uti

پایگاه خبری حقوق انسانی‌ و اولیه بشر » عليرضا پهلوي احتمالا به قتل رسيده است
 

 

 

علیرضا پهلوی احتمالا به قتل رسیده است

(توضیح: این مطلب پیشتر منتشر شده بود، اینک به مناسبت فرا رسیدن سالگرد این حادثه با اندکی‌ تغییرات باز نشر میشود)

روز سه شنبه چهاردهم دی ماه(۴ژانویه)خبر ی مبنی بر خودکشی علیرضا پهلوی،دومین فرزند محمد رضاپهلوی بر روی خروجی خبرگزاری هایمختلف قرار گرفت.خبر بسیار کوتاه و درعین حال تراژیک و تامل برانگیز بود.اکثر رسانه ها این خبر را با استناد به مصاحبه های اعضای خانواده پهلوی و یا سامانه هایی خبری اشا

pahlavi alirezaن منتشر کردند.رضا پهلوی علت خودکشی برادرش را افسردگی شدید ی عنوان میکند که مدتها بود بنا بر گفته او گریبانگیر علیرضا پهلوی شده بود،او در ادامه افسردگی و نهایتا خودکشی خواهررش لیلا پهلوی و همچنین از دست دادن «لیلا آزموده»معشوقه علیرضا را از دیگر دلایل خود کشی وی توصیف میکند.رضا پهلوی در بخش دیگری از اظهاراتش که گمان میرود روی سخنش با توده عوام مردم باشد،تلاش کرد با ذکر این نکته که شاد روان همچون میلیونها جوان ایرانی از آنچه به ناروا بر میهن عزیزش میگذشت سخت آزرده و غمگین بوده،خود کشی وی را ناشی از وطن پرستی اش !قلمداد نماید؛گو اینکه هر کس وطنش را دوست داشته باشد و از آنچه بر وطنش میگذرد آزرده و غمگین باشد،می تواند به جای مبارزه،خودکشی نماید!
اگر از این گونه استدلال های سطحی عوام فریبانه که دست کم گرفتن شعور میلیونها ایرانی با شعور و از خصلتهای تقریبا همه دیکتاتورها میباشد بگذریم،دلایل و شواهد مستقلی وجود دارد که با روایت رسمی خانواده پهلوی نه تنها همخوانی ندارد بلکه در مواردی در تضاد کامل قرار دارند.هر چند این دلایل و شواهد بیشتر از انکه به روشن شدن چگونگی مرگ علیرضا پهلوی کمک کند بر پیچیدگی های ان می افزاید ولی دست کم خودکشی تلقی کردن این مرگ مشکوک را کم رنگتر می سازد ودر عین حال مرگ شاهزاده جوان را در هاله ای از ابهام و تردید قرار میدهد و مهمتر اینکه ذهن مخاطب را با این سوال بنیادین و جدی مشغول میسازد که آیا براستی علیرضا پهلوی میتواند به قتل رسیده باشد؟پاسخ به این سوال هرچه که باشد به خودی خود نمیتواند گره گشای معمای مرگ علیرضا پهلوی باشد،چرا که حتی اگر پاسخ به سوال مذکور مثبت باشد باز از دل آن پاسخ سوالات دیگری مطرح میشود:اگر واقعا به قتل رسیده چرا خانواده پهلوی ،موضوع را خودکشی جلوه میدهند؟ایا انها نیز در صورت باز گوئی حقیقت در معرض خطر قرار خواهند گرفت؟ایا علیرضا پهلوی توسط عوامل ج.ا به قتل رسیده؟چرا رسانه ها و مطبوعات امریکا به صورت محسوسی کمتر به این موضوع پرداختند؟چرا نتایج کالبد شکافی افشا نشده؟چرا طرفداران پهلوی به جای درخواست از پلیس و مقامات قضائی با انتشار یک طومار (پیتیشن)در صدد جمع اوری امضا و جلب نظر سناتور های امریکائی و باراک اوباما در جهت پیگری پرونده مرگ علیرضا پهلوی میباشند و معتقند ساواما وی را به قتل رسانده است؟ قتل علیرضا پهلوی چه ارتباطی با مامور گمشده اف بی ای دارد؟و دها سوال بی پاسخ دیگر…
نوشتاری که در ادامه می اید تلاشی در جهت کنکاش پیرامون این سوالات است.

دراولین ساعات بامداد صبح روز سه شنبه روزنامه محلی بوستون به نقل از یک افسر پلیس مینویسد که تحقیقات ابتدائی و اولیه حکایت از «خود کشی ظاهری»دارد ولی همزمان سخنگوی دادستانی بوستون میگوید که مرگ علیرضا پهلوی رسما در ردیف خود کشی طبقه بندی نشده است و در ادامه اظهاراتش تاکید میکند که این پرونده در ردیف قتل نیز طبقه بندی نشده ولی کاراگاهان ویژه قتل در حال تحقیق و رسیدگی به این موضوع میباشند(لینک روزنامه بوستون)سخنگوی دادستانی در مورد این سوال که چطور ممکن است پرونده ای که از دیدگاه وی نه خودکشی تلقی میشود و نه قتل،توسط کاراگاهان ویژه قتل مورد بررسی قرار گیرد؟توضیحی نداده است.
موضوع زمانی جالبتر میشودکه شانزدهم دی ماه یعنی ۴۸ ساعت بعد از حادثه ،رسانه های حکومتی و امنیتی جمهوری اسلامی از جمله کیهان چاپ تهران بدون ارائه دلیل و مدرک و بدون در نظر گرفتن روایت خانواده پهلوی مبنی بر خودکشی بودن،مرگ علیرضا پهلوی را به ضرص قاطع «قتل»عنوان میکنند(لینک کیهان)خبر این روزنامه نه از ان جهت که سردبیر روزنامه مذکور بنا بر دلایلی که بر همگان روشن است به اطلاعات طبقه بندی شده و فوق محرمانه دسترسی دارد بلکه از ان جهت که این روزنامه همواره بازوی رسانه ای دستگاه ترور وزارت اطلاعات میباشد،حائز اهمیت ویژه ای میباشد و اخبار این روزنامه را از این زاویه باید مورد ارزیابی و بررسی قرار داد.

اما اینکه این روزنامه لجوجانه بر خلاف اظهارات خانواده پهلوی ،فرضیه قتل علیرضا پهلوی را پیش میکشد و به صورت مضحک و ناشیانه ان را در نتیجه اختلافات درونی خانواده سلطنتی میداند،یاداور قتل های زنجیره ای پائیز هفتاد و هفت است که دقیقا با چنین سناریویی ضمن اعتراف به قتل رسیدن نویسندگان،ناشیانه ان قتلها را به بخشی از جناح اصلاح طلب نسبت میداد و ادعا میکرد که در نتیجه اختلافات درون گروهی اصلاح طلبان به قتل رسیده اند.

خبر این روزنامه زمانی پر معنی میشود که بدانیم که همزمان یک وکیل برجسته و پر نفوذ امریکائی(لری کلیمن)طی انتشار مقاله ای نوری هر چند کم فروغ اما موثر و قانونی برزوایای تاریک این مرگ مرموز می تاباند.

وی با انتشار نوشته ای تحت عنوان(آیا فرزند شاه بوسیله رژیم در خاک آمریکا به قتل رسیده است) و با ذکر چند نمونه از قتل های مرموز سیاسی در امریکا و سرپوش گذاری دولت امریکا،اساس نظریه خودکشی کردن علیرضا را به چالش می کشد.وی ضمن اشاره به حضور گسترده نیروهای امنیتی در زمان مراسم ترحیم علیرضا پهلوی در واشینگتن می نویسد در دیداری که با ملکه فرح داشته است وی منکر هر گونه افسردگی علیرضا بوده و گفته که علیرضا پهلوی همه دلایل برای زندگی کردن را داشت.کلیمن در ادامه مقاله میگوید:با در نظر گرفتن اینکه ایالات متحده در زمان ریاست جمهوری جیمی کارتر شاه را فروخت و ایران را در چنگال آخوندهای متعصب رها کرد،خانواده پهلوی همواره احساس میکنند که روی تکه یخ نازکی زندگی میکنند و نمی خواهند باعث ایجاد دردسر برای میزبانان بی رغبت امرکائی اشان شوند،وی می افزاید:آمریکا تلاش میکند تا موضوع(مرگ علیرضا پهلوی) را از توجه افکار عمومی دور سازد و صراحتا این ترس و واهمه وجود دارد که علیرضا پهلوی میتواند بوسیله عوامل ج.ا به قتل رسیده باشد،لری کلیمن همچنین می گوید علیرغم اینکه نتیجه کالبد شکافی توسط دادستانی علنی نشده است اماآگاهی یافته است تفنگ دو لول شکاری که گفته میشود برای کشتن مقتول به کار گرفته شده از زمره دلایل خودکشی خارج شده است.

متخصصان و کارشناسان سلاح های گرم می گویند که کشیدن همزمان هر دو ماشه تفنگ شکاری اگر نگوییم غیرممکن بلکه بسیار مشکل میباشدومعمولا شلیک اولیه شخص خودکشی کننده را ناتوان خواهد ساخت.این وکیل امریکائی ضمن تشریح نحوه کشته شدن وینس فاستر(vince foster)در زمان ریاست جمهوری کلینتون و سرپوش گذاری بر قتل فاستر،تاکید میکند که دولت ایالات متحده انگیزه وابزار کافی برای ماست مالی کردن چنین تراژدیهائی را دارد.وی نهایتا با احتیاط چنین نتیجه گیری میکند:اگر علیرضا پهلوی خودکشی نکرده باشد و اگراو بوسیله رژیم ایران به قتل رسیده باشد ،این یک عمل تروریستی در داخل خاک امریکا تلقی میشود که رئیس جمهور اوباما را در نقطه ای قرار میدهد که باید جوابگو باشد.نمونه دیگری که در این مقاله بدان اشاره میشود،قتل یک افسر اطلاعاتی روسی در آمریکا به نام جک دلی(jack daly)است که بنا بر گفته این وکیل امریکائی دولت کلینتون به منظور جلوگیری از آسیب دیدن سیاست امور خارجه اش در ارتباط با روسیه و همچنین راضی نگه داشتن طرف روسی،از پذرش اینکه وی به قتل رسیده خودداری کردند.لری کلی من تلویحا چنین استدلالی را در مورد قتل علیرضا پهلوی نیز صادق میبیند و خطاب به دولت میپرسد:ایا اوباما و همراهانش یک عمل تروریستی عمده در خاک آمریکا را که توسط ایران انجام شده در راستای راحت کردن شرایط برای او به منظور ادامه سیاست شکست خورده مماشات در ایران،سرپوش گذاری میکنند؟.(لینک مقاله کلیمن)

جدا از مطالبی که لری کلیمن اشاره کرده است،نکته بسیار مهمی که یکی از وبلاگ نویسان امریکائی(لینک وبلاگ مربوطه)بدان اشاره کرده اینست که گزارشها نشان میدهد که شاهزاده هیچ نوع تفنگ شکاری شخصا نداشته است و به نظر میرسد کسی هم نمی داندکه چه کسی به پلیس(۹۱۱)زنگ زده است و جالبتر اینکه هیچ کس صدای شلیک گلوله ها را نشنیده است.نویسنده وبلاگ مذکور در ادامه گمانه زنی هایش معتقد است که در عملیاتهای ترور اینچنینی ،تیم ترور ترکیبی از جاسوسانی برای نفوذ،ضارب و دو یا سه شخص همراهی کننده شناخته شده(برای مقتول)میباشد.

به اعتقاد وی،جاسوسان و ضارب اصلی محتملا در عرض چند ساعت با در دست داشتن پاسپورتهای دیپلماتیک از فرودگاه شهر بوستون از امریکا خارج شده اند و همزمان بقیه اعضای تیم ترور نیز تحت مصونیت دیپلماتیک به کنسولگری ج.ا و کرسی های خود در سازمان ملل برگشته اند.این وبلاگ نویس نیز نهایتا با اشاره به سقوط یک فروند هواپیمای بوئینق۷۴۷ امریمائی در سال ۱۹۹۶ در اقیانوس آتلانتیک که از ان به عنوان پرواز۸۰۰(twa800)یاد میشود و هیچ وقت نیزدلیل اصلی انفجار ان هواپیما اعلام نشدو توسط دولت سرپوش گذاری شد،نتیجه میگیرد که قتل علیرضا پهلوی نیز میتواند توسط امریکا پرده پوشی شود.پایان نقل قول.

اما انچه که تعمدا کمتر بدان پرداخته شده است نامزد علیرضا،سارا طباطبائی میباشد در واقع شخصی به نام لیلا آزموده که رضا پهلوی در بیانیه اش به عنوان دوست دختر وی نام میبرد وجود خارجی نداشته و ندارد بلکه نامزد واقعی وی سارا طباطبائی میباشد،سارا طباطبائی نه از ان جهت که دختر اولین قربانی ترور ج.ا-وابسته پیشین سفارت ایران در آمریکا-علی اکبر طباطبائی میباشدکه در تیر ماه ۱۳۵۹ توسط یک آمریکائی سیاه پوست بنام«دیوید تئودر بلفیلد»یا همان داود صلاح الدین در واشینگتن ترور شد بلکه از ان جهت که سارا طباطبائی متخصص ژئو فیزیک می باشد که به همراه برادرش امید طباطبائی با کمیسیون تنظیم امنیت هسته ای آمریکا همکاری میکند(nuclear regulatory commision)مورد توجه و اهمیت میباشد.سارا طباطبائی در عین حال رسما برای نهادی به نام«اداره گمرک و مهاجرت»که از زیر مجموعه نهادهای با کارکرد اطلاعاتی و امنیتی است کار میکند.

گفته میشود یکی از دلالان اسلحه ج.ا به نام امیرحسین اردبیلی که اکنون در زندان امریکائی هاست توسط سارا طباطبائی به دام (معامله صوری)کشیده شده است اما موضوع زمانی دامنه اش فراتر میشود که داود صلاح الدین که اکنون با نام مستعار حسن عبدالرحمان سردبیر تلویزیون انگلیسی زبان پرس تی وی میباشد،یکی از بازجویان رابرت لوینسون ،مامور گمشده «اف بی آی»در جزیره کیش میباشد که در یکی از خانه های امن وزارت اطلاعات در ایران نگهداری میشود.

بنابراین میتوان به راحتی حدس زد که اگر مامور اف بی ای رابرت لوینسون تحت شکنجه احتمالی تخلیه اطلاعاتی شده باشد با توجه به اینکه بیش از بیست سال در ادار ه اف بی ای کار کرده و طبیعتا بدین لحاظ می تواند دارای اطلاعات با ارزش محرمانه ای چون اسامی ایرانیانی که با سرویس اطلاعاتی امریکا همکاری میکنند،باشد.
ارتباط علیرضا پهلوی با سارا طباطبائی و نهایتا کشته شدن وی را نیز میتوان از این زاویه امنیتی مورد بررسی وموشکافی قرار داد،به دیگر سخن اگر علیرضا پهلوی به قتل رسیده باشد،این قتل نه به خاطر فعالیتهای نداشته سیاسی وی بلکه از جهت دست یابی به اطلاعات و اسنادی میتواند باشد که قاتل یا قاتلان بر این تصور بودند که در نزد وی نگه داری میشود.

فضائل عزیزان – واشنگتن

(توضیح: این مطلب پیشتر منتشر شده بود، اینک به مناسبت فرا رسیدن سالگرد این حادثه با اندکی‌ تغییرات باز نشر میشود)
ایمیل نویسنده:
azizanpress@gmail.com
سایت نویسنده:
http://azizanpress.com/index/?p=676


ارسال به:  Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

Azadegi.com



ارسال نظر برای این مطلب بسته شده است.